یکی شون رو پیدا کردم!
بهش مسیج دادم تا شاید اونم منو پیدا کنه.
بقیه که.... خبری اصلا ازشون نیست!
یعنی دوستت نداشتن؟
یعنی فراموشت کردن؟
چطوری؟ آخه مگه می شه؟
من که هر روز داره حسم بهت قوی تر و قوی تر می شه
تا جایی که اگه دو روز بگذره و نتونیم با هم حرف بزنیم
به سختی نفس می کشم!
آخ
چقد ردلم برات تنگ شده....
چهل و پنج ساعته که با هم حرف نزدیم!!!!!!

به قول تو دیوونه م دیگه!
نمی تونم دوری ت رو تحمل کنم
نمی تونم اینکه شاید چند روز بگذره و باهات حرف نزنم رو تحمل کنم
نمی تونم!
خیلی دوستت دارم!
خیلی خیلی زیاد دوستت دارم
آخ کی این فاصله ی بین ما تموم می شه!؟
کی میشه که بهت برسم؟
گفتی امیدواری یه روز مسیر زندگی مون با هم تلاقی کنه
واقعا دلت می خواد منو ببنی؟
دلت می خواد دست هامو بگیری؟
بهم گفتی بودی توی اون یه ماه و نیم دلت برام خیلی تنگ شده بود
می دونم به خاطر حرف زدن با من اذیت می شی ولی تحمل می کنی.
مرسی که منو رها نمی کنی....
خیلی دوستت دارم عشق من
خیلی دوستت دارم عمر من....
خیلی عاشقتم....
بی نهایت عاشقتم......
تو را من چشم در راهم......ما را در سایت تو را من چشم در راهم... دنبال میکنید
برچسب: بی عنوان,بی عنوان همزاد,بی عنوان از همزاد,بی عنوان دختر بندری,وبلاگ بی عنوان,عنوان بي تك,عنوان بي تك المعادي,عنوان بي تك بالاسكندريه,عنوان بي تك عباس العقاد,عنوان بي تك حلوان, نویسنده: بازدید: 10